
از سار میگویم
- آیا من، ما هستم ؟ آیا ما، من هستم ؟
در سفری که به دنبال خود می گردم هر از چندگاهی می نشینم و به تصویری از خود می نگرم و از خود می پرسم :«این تصویر بازتاب کدام بخش از من است !؟»
و این بار جریانی از با هم بودن ها را نظاره می کنم که گویی نقطه ای در آن جمع هستم ! بود و نبود من چه میزان در این نوع بودن ها تاثیر دارد و اگر هر نقطه جمع این پرسش را داشته باشد چه می شود ؟
همانطور که به نقطه بودنم در جمع می اندیشم نقطه نقطه های بدن خویش را این بار طور دیگری می یابم آیا این نقطه ها یادآوری است برای اینکه من نیز نقطه ای هستم از یک جمع ! آیا حیات من چنان به این کنار هم نقطه بودن ها گره خورده که به قیمت نقش و نگار تنم نباید آن را فراموش کنم !
آیا جمع این نقطه ها من است و من نقطه ای از جمعی دیگر ؟ از جمیع این نقطه ها چه برآید که از نقطه نقطه های جدا از یکدیگر برنیاید ؟ و در این دم که به نظاره افق نشسته ام آنگاه که خورشیدش را آرام در آغوش می گیرد چیزی می بینم از خودم از خودی فراتر از من و من ! و آن رقصی است در پهنای افق ! رقصی به غایت جمعی که از هیچ نقطه تنهایی برنیاید ! رقصی شاید در ستایش زندگی آن هنگام که مرگ بر بال تیزرویش خود را به تمامی بر ما می افکند و ما نقطه ها در برابرش می رقصیم و می رقصیم و با رقص مان به او از ما بودن مان می گوییم و من از خودم می پرسم کدام نقطه می تواند در برابر مرگ اینچنین تاب رقصی باشکوه را داشته باشد اگر در جمع دیگر نقطه ها نباشد ؟
و اینجا که ادامه زیستنم در گرو چنین با هم بودنی است از خودم می پرسم من کیست؟ آیا من من است یا من ما است ؟ یا ما، من است !؟
- سفر آغاز راه
سار برای من فقط نام یک پرنده نیست سال هاست که سار برای من دربرگیرنده مفهومی است که در حال ساخت معنایی در درون و برون من است سار علاوه بر همه سار بودن هایش برای من سرواژه های :« سفر آغار راه » است .
و این سفر سفری است هم در درون و هم در بیرون از من ! سفری که در مسیرش بسیار ایده ها متولد شدند و توشه گشتند و بسیاری دیگر مردند و به خاک نشستند و پرواز همچنان ادامه دارد.
از جمله این توشه ها ایده راهاندازی مدرسهای است بر پایه سفر، اینکه محتواها و مفاهیم و فرهنگ آموزش نه بر اساس یکجانشینی که بر اساس در سفر بودن در کوچ بودن طراحی و اجرا شود که در این زمینه مدت هاست مشغول مطالعه و آموختن و اندیشیدن و ثبت نتایج و افکار و تجربه هایی هستم.
- رقص سارها : Murmuration : وقتی فاصله، حرکت را ممکن میکند
برای تماشای فیلم حرکت دسته جمعی روی عکس کلیک کنید
پروازهای دستهجمعی سارها، یا murmuration، در نگاه نخست شبیه یک حرکت هماهنگِ واحد به نظر میرسند؛ گویی گله یک بدن واحد است که شکل عوض میکند. اما بررسیهای تجربی نشان میدهد که این هماهنگی نه از راه فرمان مرکزی شکل میگیرد و نه از آگاهی کلنگر هر پرنده از کل گله. هر سار تنها به رفتار تعداد محدودی از همسایگان نزدیک خود توجه میکند—معمولاً شش تا هفت پرنده—و واکنشهایش بر پایهٔ همین میدان ادراکی محلی شکل میگیرد.
برای دسترسی به منبع تصویر روی آن کلیک کنید
در این میدان، سه قاعدهٔ ساده عمل میکند: همراستایی، انسجام و جدایی. دو قاعدهٔ نخست معمولاً راحتتر فهمیده میشوند: همراستایی باعث میشود جهت حرکت پرندگان به هم نزدیک شود و انسجام، گله را از پراکندگی حفظ میکند. اما قاعدهٔ سوم—جدایی—کمتر به چشم میآید، در حالی که نقشی تعیینکننده دارد. جدایی به این معناست که اگر فاصلهٔ میان دو پرنده بیش از حد کم شود، هرکدام مسیر یا سرعت خود را اندکی اصلاح میکند تا از برخورد جلوگیری شود.
این اصلاحها بسیار کوچکاند و بهصورت محلی رخ میدهند، اما پیامدشان در مقیاس گله چشمگیر است. بدون قاعدهٔ جدایی، نیروهای ناشی از انسجام و همراستایی باعث میشوند گله به تودهای متراکم بدل شود که توان واکنش سریع و انعطافپذیر را از دست میدهد. وجود یک حداقل فاصلهٔ پویا، به گله اجازه میدهد هم فشرده بماند و هم سیال باشد؛ بتواند در لحظه منقبض شود، باز شود، موج بسازد و شکل عوض کند، بیآنکه دچار آشفتگی یا برخورد شود.
برای دسترسی به منبع تصویر روی آن کلیک کنید
از این منظر، murmurations نه فقط حاصلِ نزدیکی پرندگان، بلکه نتیجهٔ تنظیم مداوم فاصلههاست. فاصله در اینجا نشانهٔ گسست نیست، بلکه بخشی از سازوکار هماهنگی است. اطلاعات مربوط به تغییر جهت یا سرعت، از طریق همین تنظیمهای ظریف فاصله منتقل میشود و در کسری از ثانیه در کل گله پخش میگردد. بهویژه در حضور شکارچی، این حساسیت به فاصلهها افزایش مییابد و باعث میشود الگوهای حرکتی پیچیدهتری شکل بگیرد؛ الگوهایی که تشخیص هدف منفرد را برای شکارچی دشوار میکنند.
همین ویژگیها باعث شده murmuration به الگویی مهم برای پژوهشهای میانرشتهای تبدیل شود. در سالهای اخیر، رفتار سارها مبنای طراحی الگوریتمهای پرواز گروهی پهپادها قرار گرفته است. در این سامانهها نیز، قاعدهٔ جدایی نقشی اساسی دارد: هر پهپاد باید فاصلهٔ امن خود را حفظ کند تا از برخورد جلوگیری شود، اما این فاصله نباید آنقدر زیاد باشد که انسجام گروه از بین برود. نتایج شبیهسازیها نشان میدهد که بدون این قاعدهٔ فاصلهگذار، حتی پیچیدهترین الگوریتمهای هماهنگی هم در محیطهای متراکم یا پویا ناکارآمد میشوند.
به این ترتیب، murmuration نشان میدهند که حرکت جمعیِ پایدار نه از حذف فاصله، بلکه از دقیقکردن آن بهوجود میآید. آنچه در آسمان دیده میشود—این تغییر شکلهای نرم و پیوسته—بر بستری از فاصلههای تنظیمشده شکل میگیرد؛ فاصلههایی که اجازه میدهند هم حرکت حفظ شود و هم جمع از هم نپاشد. شاید به همین دلیل است که murmuration بیش از آنکه نمایش نزدیکی باشند، نمایش تعادل میان نزدیکی و فاصلهاند.
از این زاویه،murmuration را میتوان نه فقط بهعنوان یک پدیدهٔ حرکتی، بلکه بهمثابه نظمی ریتمیک دید. همانطور که در موسیقی، آنچه شنیده میشود تنها نتها نیست، بلکه فاصلهٔ میان نتهاست که امکان تشخیص، تکرار و ریتم را فراهم میکند، در حرکت جمعی سارها نیز فاصلهها نقش مشابهی دارند. اگر نتها بیوقفه و بدون مکث دنبال هم بیایند، موسیقی به نویز بدل میشود؛ و اگر پرندگان بدون تنظیم فاصله به هم نزدیک شوند، رقص جمعی فرو میریزد. سکوت در موسیقی و جدایی در murmurations، هر دو عناصر منفی یا فقدان نیستند، بلکه اجزای سازندهٔ نظماند.
همین منطق را میتوان در روابط انسانی نیز دید. تداوم رابطه نه با حذف فاصله، بلکه با تنظیم آن ممکن میشود. نزدیکیِ بیمرز، همانقدر رابطه را فرسوده میکند که دوریِ افراطی. آنچه امکانِ همزیستیِ پایدار را فراهم میآورد، فاصلهای است که اجازه میدهد دیگری دیده شود، واکنش معنا پیدا کند و حرکت ادامه یابد. به این معنا،murmurations فقط پدیدهای زیستی نیستند؛ بلکه نمونهای دقیق از این واقعیتاند که حیات—در بدنها، در صداها و در رابطهها—بر فاصلههایی استوار است که اگرچه نامرئیاند، اما تعیینکنندهاند.
اصطلاحات فنی
- Murmuration : پروازهای هماهنگ و بزرگ سارها با الگوهای پویا و بدون رهبر
- Topological interaction : تعامل بر اساس تعداد همسایهها، نه فاصلهٔ ثابت
- Alignment : همراستایی: هماهنگسازی جهت حرکت با همسایگان
- Cohesion : انسجامحفظ نزدیکی به گروه
- Separation : جداییجلوگیری از برخورد
- Emergent behavior : رفتاری که از قواعد سادهٔ محلی پدید میآید، بدون کنترل مرکزی
- Bio-inspired algorithms : الگوریتمهایی الهامگرفته از سامانههای زنده
منابع پیشنهادی :
Goodenough et al. (2017)
Birds of a feather flock together: Insights into starling murmuration behaviour revealed using citizen science.
Wu et al. (2022)
Starling-Behavior-Inspired Flocking Control of Fixed-Wing Unmanned Aerial Vehicle Swarm in Complex Environments with Dynamic Obstacles
- خانواده سارها
سارها از تیره گنجشک سانان هستند و خانواده آن ها تحت عنوان Sturnidae در دنیا شناخته می شوند.
گونه های متعددی از سارها در جاهای مختلف کره زمین زندگی می کنند در سرزمین ایران چهار نوع سار مشاهده شدهاند که شامل : سار صورتی – سار معمولی – سار تاج سیاه – مینا می باشد که در ادامه بیشتر معرفی می شوند .
در کتاب «راهنمای میدانی پرندگان ایران» آمده است که :
«سارها پرندگانی اجتماعی هستند با نوک بلند و باریک و دم کوتاه، پروازشان سریع و مستقیم است . نر و ماده هم شکل هستند . زیستگاه سار معمولی و مینا شامل مناطق مسکونی، باغ ها، اراضی بایر و زراعی است . سار صورتی زیستگاه کمی متفاوت دارد که شامل کشتزار، صخره های کوهستانی و گاهی بیابان است . برای شناسایی سارها باید دانست که در زمستان و تابستان دارای پوشش های متفاوتی هستند . مینا را موقع پرواز می توان از لکه سفید داخل بال شناخت و سار صورتی را نمی توان با پرنده دیگری اشتباه گرفت. »
نکته : در معرفی هر کدام از سارها از تصاویر کتاب راهنمای پرندگان استفاده شده است و از آنجا که در این تصاویر نویسنده از علائمی استفاده کرده که ممکن است مخاطب این متن با آن آشنایی نداشته باشد در انتهای همین متن تحت عنوان پیوست صفحاتی از همان کتاب قرار گرفته که آن علائم را توضیح می دهد.
- سار صورتی : Sturnus roses - Rose-coloured starling

تصویر از کتاب راهنمای میدانی پرندگان ایران اثر فرید مبصر
برای آشنایی بیشتر با سار صورتی می توان وارد لینک :
https://www.iranianbirdingclub.com/kinds.asp?id=265
از باشگاه پرندهنگری ایرانیان شد.
همچنین روی وبسایت birds of the world عکس و فیلم و صدا از این پرنده به وفور یافت می شود کافی است نام علمی آن را در سایت مذکور جستجو کنید.
- سار معمولی : Sturnus vulgaris – Common starling

تصویر از کتاب راهنمای میدانی پرندگان ایران اثر فرید مبصر

تصویر از صفحه اینستاگرامی starling0033
ویژگی |
نر |
ماده |
پایهٔ منقار (بهار) |
آبی |
صورتی/بنفش |
درخشندگی پرها |
بیشتر |
کمتر |
آواز |
پیچیده و فعال |
محدودتر |
اندازه |
کمی بزرگتر |
کمی کوچکتر |
برای آشنایی بیشتر با سار معمولی می توان وارد لینک :
https://www.iranianbirdingclub.com/kinds.asp?id=266
از باشگاه پرندهنگری ایرانیان شد.
همچنین روی وبسایت birds of the world عکس و فیلم و صدا از این پرنده به وفور یافت می شود کافی است نام علمی آن را در سایت مذکور جستجو کنید.
- سار تاج سیاه : Sturnia pagodarum - Brahminy starling

تصویر از کتاب راهنمای میدانی پرندگان ایران اثر فرید مبصر
رای آشنایی بیشتر با سار تاج سیاه می توان وارد لینک :
https://www.iranianbirdingclub.com/kinds.asp?id=264
از باشگاه پرندهنگری ایرانیان شد.
همچنین روی وبسایت birds of the world عکس و فیلم و صدا از این پرنده به وفور یافت می شود کافی است نام علمی آن را در سایت مذکور جستجو کنید.
- مینا : Acridotheres tristis - Common Myna

تصویر از کتاب راهنمای میدانی پرندگان ایران اثر فرید مبصر
برای آشنایی بیشتر با مینا می توان وارد لینک :
https://www.iranianbirdingclub.com/kinds.asp?id=539
از باشگاه پرندهنگری ایرانیان شد.
همچنین روی وبسایت birds of the world عکس و فیلم و صدا از این پرنده به وفور یافت می شود کافی است نام علمی آن را در سایت مذکور جستجو کنید.
نکته درباره مینا : روی سایت باشگاه پرنده نگری دو گونه مینا ثبت شده است یکی تحت عنوان مینای معمولی که در بالا معرفی شد و یکی تحت عنوان مینای خاکستری با نام علمی Acridotheres ginginianus که توضیحی در صفحه اش وجود نداشت به جز یک تصویر که در سال 1403 در گرگیج بلوچستان از آن ثبت شده است .
و ساری که تا کنون فقط یک بار در دی ماه سال 1399 در بندر لنگه مشاهده شده و در فهرست پرندگان تایید نشده قرار دارد و نامش هست :
سار دم بلوطی : Sturnia malabarica - Chestnut-tailed Starling
برای خواندن گزارش مربوط به این مشاهده می توانید وارد لینک :
https://www.iranianbirdingclub.com/content/?id=25483
از سایت باشگاه پرندگان ایران شد.
- وقتی سارها خبر میآورند: نقش یک پرندهٔ جمعی در آشکار کردن زخمهای اکولوژیک
سارها (Sturnus vulgaris) پرندگانی اجتماعی، سازگار و همهچیزخوار هستند که اغلب در نزدیکی انسان، شهرها، زمینهای کشاورزی و حتی مراکز دفن زباله زندگی میکنند. همین ویژگیها باعث شده که سارها نقش مهمی در ارتباطات اکولوژیکی داشته باشند؛ یعنی در پیوند میان خاک، حشرات، پرندگان، شکارچیان و حتی انسان.
از یک سو، سارها با خوردن حشرات، لاروها و بیمهرگان خاکزی میتوانند در برخی شرایط به کاهش جمعیت آفات کمک کنند و نوعی خدمت اکوسیستمی ارائه دهند. این نقش بهویژه در فصل زادآوری و در محیطهای کشاورزی یا دامداری بیشتر دیده میشود.
اما از سوی دیگر، همین رفتار تغذیهای باعث میشود سارها مواد آلایندهٔ پایدار موجود در محیط—مانند بازدارندههای شعله—را وارد بدن خود کنند. این مواد در بدن سار تجزیه نمیشوند، بلکه در بافتها انباشته شده و از طریق تخمها به نسل بعد منتقل میشوند یا از راه شکار شدن، به سطوح بالاتر زنجیرهٔ غذایی میرسند.
به همین دلیل، سارها در بسیاری از پژوهشهای علمی بهعنوان شاخص زیستی استفاده میشوند: یعنی با بررسی بدن یا تخم آنها میتوان به وضعیت آلودگی محیط پی برد. وقتی تخم سار آلوده است، این فقط مشکل یک پرنده نیست؛ نشانهای است از اینکه خاک، زنجیرهٔ غذایی و نهایتاً سلامت انسان نیز در معرض خطر قرار دارد.
در نتیجه، سارها نه «قهرمانان کنترل آفات» هستند و نه «آفتهای مزاحم» بهخودیِ خود؛ بلکه آینهٔ تعادل یا بیتعادلی اکوسیستمهای انسانساختاند. حضور، رفتار و وضعیت زیستی آنها اطلاعات ارزشمندی دربارهٔ پیامدهای مصرف، دفع زباله و مدیریت نادرست مواد شیمیایی به ما میدهد.
کلیدواژهها
- شاخص زیستی
گونهای زنده که وضعیت آن بازتابی از کیفیت محیط زیست است.
Bioindicator - زیستانباشت
تجمع تدریجی مواد شیمیایی پایدار در بدن یک موجود زنده.
Bioaccumulation - زیستتقویت
افزایش غلظت آلایندهها در سطوح بالاتر زنجیرهٔ غذایی.
Biomagnification - بازدارندههای شعله
مواد شیمیایی افزودهشده به محصولات برای کاهش آتشگیری، که اغلب پایدار و سمیاند.
Flame Retardants (FRs)
(مانند: PBDEs – Polybrominated Diphenyl Ethers) - خدمت اکوسیستمی
منافعی که جانداران و اکوسیستمها برای انسان فراهم میکنند (مثل کنترل آفات).
Ecosystem Services - زنجیرهٔ غذایی
مسیر انتقال انرژی و مواد از تولیدکنندگان به مصرفکنندگان.
Food Chain - انتقال بیننسلی آلودگی
انتقال آلایندهها از والد به جنین یا تخم.
Maternal Transfer / Transgenerational Transfer
ارجاعات علمی
- Chen et al., 2013
European Starlings (Sturnus vulgaris) Suggest That Landfills Are an Important Source of Bioaccumulative Flame Retardants to Canadian Terrestrial Ecosystems
Environmental Science & Technology, American Chemical Society.
→ استفاده از سارها بهعنوان شاخص زیستی آلودگی ناشی از دفنگاهها.
- ساری که موتسارت به آن گوش داد
در سال ۱۷۸۴، ولفگانگ آمادئوس موتسارت، آهنگساز بیستوهشتسالهای که در اوج خلاقیت هنری خود در وین زندگی میکرد، در دفترچهٔ مخارج روزانهاش یادداشتی کوتاه ثبت کرد: «برای سار — ۳۴ کرویتسر». این جملهٔ ساده، که در نگاه اول چیزی بیش از یک خرید روزمره به نظر نمیرسد، بعدها به یکی از شگفتانگیزترین پیوندهای میان موسیقی، طبیعت و تخیل انسانی بدل شد.
چندی پیش از این خرید، موتسارت کنسرتوی پیانوی شمارهٔ ۱۷ خود (K.453) را نوشته بود. به روایت اسناد تاریخی، ساری که او خرید، قادر بود تم اصلی موومان سوم این کنسرتو را بخواند—اما نه کاملاً درست. پرنده یک نت را اندکی تغییر میداد. موتسارت این «اشتباه» را نه بهعنوان نقص، بلکه با کنجکاوی و شوخطبعی ثبت کرد؛ گویی با نوعی بداههپردازی موسیقایی از سوی یک موجود غیرانسانی روبهرو شده باشد.
سار حدود سه سال با موتسارت زندگی کرد. وقتی در سال ۱۷۸۷ مُرد، موتسارت برایش مراسم خاکسپاری گرفت و شعری طنزآمیز–اندوهگین نوشت؛ رفتاری که حتی در میان نزدیکانش هم عجیب تلقی میشد. این واکنش نشان میدهد که سار برای موتسارت فقط یک حیوان خانگی نبود، بلکه موجودی بود که صدا، بازی، و خلاقیت را به شکلی غیرمنتظره به زندگی او آورده بود.
کتاب Mozart’s Starling نوشتهٔ لیاندا لین هاوپت، با تکیه بر همین ماجرای مستند، نشان میدهد که چگونه سار—پرندهای که امروز اغلب بهعنوان گونهای مهاجم یا مزاحم شناخته میشود—میتواند ما را وادار کند مرز میان تقلید و آفرینش، میان انسان و دیگر جانداران، و میان فرهنگ و طبیعت را دوباره بیندیشیم. در نگاه این کتاب، آواز سار نه تقلیدی مکانیکی، بلکه شکلی از خلاقیت صوتی است؛ چیزی شبیه آنچه در بداههنوازی موسیقی رخ میدهد.
این روایت تاریخی، اگرچه شخصی و کوچک به نظر میرسد، در دل خود پرسشی بزرگ دارد: آیا صدا و خلاقیت فقط متعلق به انسان است؟ یا آنگونه که سارِ موتسارت نشان میدهد، جهان زنده پر از صداهایی است که اگر به آنها گوش بدهیم، میتوانند نگاه ما به هنر، طبیعت و خودمان را تغییر دهند؟

- ساری که از شکسپیر به آمریکا رسید
سار اروپایی، پرندهای که امروز در سراسر آمریکای شمالی دیده میشود، نه با کشتیهای تجاری و نه بهدنبال برنامهای زیستمحیطی، بلکه با ادبیات وارد این قاره شد. رد این ماجرا را میتوان در نمایشنامهٔ Henry IV, Part 1 ویلیام شکسپیر گرفت؛ جایی که هاتسپر، در اوج خشم سیاسی، میگوید ساری خواهد گرفت و به او خواهد آموخت که جز نام «مورتیمر» چیزی بر زبان نیاورد—اشارهای روشن به توانایی سارها در تقلید صدا و تکرار لجوجانهٔ کلمات. این جمله، که در متن نمایشنامه صرفاً استعارهای نمایشی است، قرنها بعد الهامبخش تصمیمی شد که پیامدهایش از صحنهٔ تئاتر فراتر رفت.
در اواخر قرن نوزدهم، مردی آمریکایی به نام یوجین شیفلین، عضو انجمن سازگارسازی آمریکایی، بر این باور بود که تمام پرندگانی که شکسپیر در آثارش نام برده باید در طبیعت آمریکا نیز حضور داشته باشند. این انجمن با نگاهی رمانتیک و اروپامحور میکوشید گونههای جانوری قارهٔ قدیم را به دنیای جدید منتقل کند، بیآنکه پیامدهای اکولوژیک چنین کاری را بهدرستی بشناسد. شیفلین در سالهای ۱۸۹۰ و ۱۸۹۱ حدود شصت تا صد سار اروپایی را در پارک مرکزی نیویورک رها کرد؛ اقدامی که برخلاف تلاشهای پیشین، اینبار موفق بود.
سارها ماندند، تکثیر شدند و بهسرعت گسترش یافتند. کمتر از یک قرن بعد، جمعیت آنها به بیش از دویست میلیون رسید و تقریباً سراسر آمریکای شمالی را دربر گرفت. این پرندهٔ سازگار و اجتماعی به یکی از شاخصترین گونههای مهاجم تبدیل شد: با پرندگان بومیِ لانهحفرهای رقابت کرد، در کشاورزی و شهرها مسئله آفرید و همزمان به یکی از پرمطالعهترین گونهها در علوم رفتارشناسی و زیستشناسی بدل شد. سارها نه «اشتباه سادهٔ یک فرد» بودند و نه صرفاً قربانی شرایط؛ آنها محصول پیوند خیال فرهنگی با کنش عملی بودند.
داستان سارهای شکسپیری یادآور این نکته است که ادبیات، استعاره و رؤیا، وقتی به اجرا درمیآیند، میتوانند زیستبومها را دگرگون کنند. گاهی یک جمله، اگر جدی گرفته شود، میتواند مسیر پرواز یک قاره را تغییر دهد.
توضیحات :
در نمایشنامهٔ Henry IV, Part 1، جملهٔ معروف دربارهٔ سار را هری پرسی مشهور به هاتسپر (Hotspur) میگوید؛ اشرافزادهای جنگجو، تندخو و سرکش که از وفاداری به تاجوتخت فاصله گرفته و بهتدریج در برابر پادشاه میایستد. هاتسپر نمایندهٔ نسلی است که احساس میکند قدرت سیاسی به ناحق از آنها گرفته شده و به دست کسانی افتاده که شایستگیاش را ندارند.
مورتیمر—که نامش در این جمله تکرار میشود—شخصیتی تاریخی است با جایگاهی بسیار حساس. او یکی از مدعیان اصلی تاجوتخت انگلستان بود و از نظر تبار خونی، حتی ادعایی مشروعتر از خود هنری چهارم داشت. مورتیمر پس از شکست در جنگ و اسارت نزد ولزیها، از صحنهٔ قدرت کنار گذاشته شد، اما نامش همچنان بارِ تهدید داشت؛ نامی که میتوانست مشروعیت پادشاه را زیر سؤال ببرد.
به همین دلیل، در فضای سیاسی نمایشنامه، نام مورتیمر عملاً ممنوعه است. هنری چهارم نمیخواهد این نام بر زبانها بیفتد، زیرا هر بار که گفته شود، یادآور ادعایی خاموش اما خطرناک است. در چنین زمینهای است که هاتسپر، از سر خشم و طعنه، میگوید ساری خواهد داشت که فقط «مورتیمر» را بر زبان بیاورد؛ کنایهای تند به سانسور سیاسی و سرکوب نامها، و همزمان استفادهای هوشمندانه از شهرت سار به تقلید صدا و تکرار بیوقفه.
در نتیجه، سار در این جمله فقط یک پرنده نیست؛ ابزارِ خیالینِ مقاومت است. پرندهای که اگر تعلیم ببیند، میتواند آنچه را قدرت میخواهد خاموش بماند، مدام تکرار کند. شکسپیر با یک تصویر ساده، رابطهٔ میان صدا، قدرت و حافظهٔ جمعی را به نمایش میگذارد—رابطهای که قرنها بعد، به شکلی غیرمنتظره، از صحنهٔ تئاتر به زیستبوم واقعی آمریکا راه پیدا کرد
نقلقول از شکسپیر
William Shakespeare, Henry IV, Part 1, Act I, Scene III
متن انگلیسی:
“I’ll have a starling shall be taught to speak nothing but Mortimer,
And give it him to keep his anger still in motion.”
یکی از نخستین روایتهای جامع دربارهٔ سارها در آمریکای شمالی را Wilfred S. Bronson در کتاب Starlings (1948) ارائه میکند؛ اثری که رفتار جمعی سارها را نهفقط بهعنوان موضوعی زیستی، بلکه بهمثابه پدیدهای اجتماعی و فرهنگی بررسی میکند.

Bronson بارها به این برمیگردد که:
ما از سارها ناراحت میشویم، چون آنها بیش از حد شبیه خودِ ما هستند:
اجتماعی، پرجمعیت، سازگار، و بیاعتنا به مرزهای دلخواه انسان.
پی نوشت یک : پژوهشی که درباره سار در اینجا قرار گرفته است سر آغازش از شرکت در دوره پرنده نگری شکل گرفت جایی که معلم دوره آقای پرویز بختیاری گفت هر کسی درباره یک پرنده تحقیق کند و ارائه بدهد . من هم چون به سار بنابر دلایلی که در بخش سفر آغاز راه است به سارها علاقه مند بودم و درباره شان کنجکاو این تمرین فرصتی شد که با سار بیشتر آشنا شوم و پرسش های زیادی برایم شکل گرفت . از اینکه در این کلاس چنین فرصتی برایم ایجاد شد قدردان معلم دوره و برگزار کنندگان هستم.

پی نوشت دو : تصویری که در ابتدای متن قرار گرفته است محصول کار گروهی است ! که اعضای این گروه شامل من و عکس های دو عکاس و هوش مصنوعی است .

که ردپای عکاسش را می توانید اینجا دنبال کنید :
https://search.macaulaylibrary.org/catalog?taxonCode=eursta&mediaType=photo&sort=rating_rank_desc

که ردپای عکاس این عکس هم می توانید اینجا دنبال کنید :
https://search.macaulaylibrary.org/catalog?taxonCode=eursta&mediaType=photo&sort=rating_rank_desc

